السيد محمد حسين الطهراني
77
معاد شناسى (فارسى)
كه علّت حكم به وجوب پرهيز ، همان داشتن مرض مسرى است . و بنابر اين استفادهء علّيّتِ حكم ، ميگويند : بايد انسان از هر كس كه مرض مسرى دارد بپرهيزد خواه مرد باشد يا زن . و نتيجه در آيه مورد بحث اين مىشود كه : بطور كلّى هر مرد و زن و فرزندى كه نتواند براى خود چارهاى برقرار كند ، و راه نيابد به راهى كه او را نجات دهد ، آنها از مؤاخذهء فرشتگان و ورود در جهنّم مصون و اميد عفو پروردگار بر آنان خواهد بود ، خواه از مستضعفين باشند يا غير از مستضعفين . كسانى كه به مناط عفو دربارهء مستضعفين ملحق به آنانند و محصَّل مطلب آنكه : گروهى از مردم هم كه مورد ظلم و تعدّى مستكبرين قرار نگيرند و در دار الإسلام بسر برند و عنوان استضعاف بر آنان منطبق نگردد ، اگر مردمى باشند از زنان و مردان و فرزندانى كه راهى براى ادراك حقائق و معنويّات پيدا نمىكنند و چارهاى براى وصول به احكام الهيّه و معارف حقّه نمىيابند ، آنان نيز از ورود در جهنّم مصون و مورد عفو الهى واقع خواهند شد . مثلًا اگر فرض شود اطفالى از سنّ كودكى در دامان پدر و مادر كافر پرورش يابند و دائماً مورد تلقين سوء والدين خود قرار گرفته مطالبى را به عكسِ جهت حقيقت به آنها القاء كنند ، مثلًا پيغمبر اسلام را از اوّل بد معرّفى نمايند ، و قرآن را كتاب تحريف شده و غير قابل عمل بدانند ، و اين كودكان كه خود نيز زبان عربى نميدانند تا در سنّ رشد مستقلًّا بدان مراجعه كنند ، و از وهلهء نخستين ، وجود مسجد در دل آنان حكم بتكده را به خود گرفته ، و رسول الله را